تبليغاتX
هم کلاسی

پشت سر مسافر آب بریزید... - یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید - پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390
زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردن است - پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390
۴۰ تصویر فتوشاپی خنده‌دار از زندگی زناشویی ! - چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390
کم گوی و گزیده گوی چون در !!! - چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390
استاندارهای ژاپنی ها !!!!! - چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390
سرفصل دروس آموزشی مصوب شورای برنامه ریزی آموزش عالی - دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390
بیا و کریستف کلمبم تو باش! - یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390
شیخ دروغگو - یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390
بچگییم عالمی داره - جمعه بیست و ششم فروردین 1390
گاهي نميشود كه نميشود - پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390
به یاد مهربونی ، کاجستان - پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390
بهار - چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390
باز می آید شمیم بوی عید - یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389
رازهای موفقیت در ایران - چهارشنبه هجدهم اسفند 1389
درس را خوب بخوان ( شعر نو ) - چهارشنبه هجدهم اسفند 1389
فقط 68 ثانیه تمرکز،هر چه میخواهد دل تنگت حاضر است! - دوشنبه شانزدهم اسفند 1389
[عنوان ندارد] - دوشنبه شانزدهم اسفند 1389
درمان بی نظیر آزار شوهر! - سه شنبه دوازدهم بهمن 1389
حکمت نصف بودن دیه زنان! - سه شنبه دوازدهم بهمن 1389
امتحان فلسفه - سه شنبه دوازدهم بهمن 1389
ترفند پنهان در عابر بانک - دوشنبه بیستم دی 1389
عند جرات !!! - شنبه هجدهم دی 1389
خیلی خیلی فوری - دوشنبه سیزدهم دی 1389
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم - چهارشنبه هشتم دی 1389
RSS چیست؟؟ - دوشنبه ششم دی 1389
مردان بدبخت - چهارشنبه یکم دی 1389
ملا نصرالدین زرنگ !!! - یکشنبه هفتم آذر 1389
[عنوان ندارد] - سه شنبه دوم آذر 1389
نحوه ساخت یک فیلم پرفروش در ایران !!! - یکشنبه بیست و سوم آبان 1389
TArfandestan - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
شمع امید همیشه روشن است ... - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
قصه برگ و باد ( خدا ) - چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
سرود آفرینش (داریوش) - سه شنبه چهارم آبان 1389
زندگی شادمهر - سه شنبه چهارم آبان 1389
فصل آشنایی (تک آهنگ شادمهر) - یکشنبه دوم آبان 1389
زندگی در خوابگاه! - سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389
کوه - سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389
What is Industrial Engineering - چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389
عضویت در وبلاگ هم کلاسی - چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389
ارسال مطلب برای وبلاگ - چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389
طعم عشق ... - چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389
نامه سر گشاده به یک عاشق بی وفا - چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389
پاییز بهانه بود ... - دوشنبه نوزدهم مهر 1389
مصاحبه با یک دانشجوی لوده - دوشنبه نوزدهم مهر 1389
فقط جهت اطلاع ... - چهارشنبه هفتم مهر 1389
یک شعر فوق العاده - چهارشنبه هفتم مهر 1389
بنشین کنار جویی - چهارشنبه هفتم مهر 1389
جدیدترین عکس های منتخب از National Geographic - چهارشنبه هفتم مهر 1389
به مناسبت شروع دانشگاه (طنز) - یکشنبه چهارم مهر 1389
خررررررررررررررررررررررررررررررررررر! - دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389
اینم یه جورشه !!!! - دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389
به مناسب سالروز استاد شهریار - شنبه بیست و هفتم شهریور 1389
سوسن خانوووووووووووووووووووووووووووم! - جمعه بیست و ششم شهریور 1389
بدون شرح... - جمعه دوازدهم شهریور 1389
خوابگاه دختران در مقابل خوابگاه پسران در شب امتحان!!!!! - چهارشنبه دهم شهریور 1389
عجب صبری خدا دارد! - یکشنبه هفتم شهریور 1389
آخر دنیا - یکشنبه هفتم شهریور 1389
شب قدر - یکشنبه هفتم شهریور 1389
یک مسئله از پروفسور حسابی! - پنجشنبه چهارم شهریور 1389
خاطره زیبای اکبر عبدی از مرحوم حسین پناهی... - شنبه سی ام مرداد 1389

 

هم کلاسی  

Industrial Future Need Bahonar 87



مطالب مرتبط :اخبار و اطلاع رسانی وبلاگ



ارسال شده توسط : علی اکبر ابویسانی | تاريخ ارسال مطلب : بیست و یکم اسفند 1389 |
اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟
در پایین صفحه

علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر ان سیب

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟
خیس خواهد شد

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست شبها می خوابد

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست
دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید
کلا چه خوهید داشت؟
دستهای خیلی بزرگ

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند
چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟
هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟

زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد !!!!!



مطالب مرتبط :اشعار و مطالب خنده دار



ارسال شده توسط : علی اکبر ابویسانی | تاريخ ارسال مطلب : هشتم دی 1390 |
في ربيع العام الماضي كنا قد ذهبوا جميعا للحج
حين يعود، وفتاة جميلة النوع الذي كان معنا.
كان قلبي التسول لي :
"اذهب، وقل لها أحبك..... لها أيا كان يريد أن يكون، يكون! وماذا يريد أن يقول، ويقول"!
قلت لقلبي سرا، وأنا سمعت هذا في الرد :
"بوي! كيف أنت جاهل! جئت للحج أو للغمز؟"

german
Im Frühjahr letzten Jahres waren wir alle für Wallfahrt gegangen
Während zurück, hübsch und freundlich Mädchen, das war mit uns.
Mein Herz war mir zu betteln:
"Geh, sag ihr, ich liebe sie ..... was auch immer sein werden! Und was sagen will, sagen will!"
Ich erzählte meine geheime Herz, und ich hörte als Antwort:
"Junge! Wie Sie unwissend bist Du gekommen, Pilgerfahrt oder liebäugeln?"

french
Au printemps l'année dernière nous étions tous partis pour le pèlerinage
Bien que le dos, jolie et gentille fille qui était avec nous.
Mon cœur était pour me supplier de:
«Allez, lui dire que je l'aime ..... tout ce veut être, l'être! Et ce qui veut dire, mot à dire!"
J'ai dit à mon cœur secret, et j'ai entendu cela à la suite:
«Boy! Comment vous êtes ignorants! Vous venez de pèlerinage ou à lorgner?"

italian
Nella primavera dello scorso anno eravamo andati tutti al pellegrinaggio
Tempo fa, bella e gentile ragazza che era con noi.
Il mio cuore era pregandomi di:
"Va ', dille che io amo lei ..... qualunque cosa vuole essere, essere! E che cosa vuole dire, dire!"
Ho detto al mio cuore segreto, e ho sentito questo in risposta:
"Ragazzo! Come sei ignorante! venite per pellegrinaggi o ad occhieggiare?"

Korean
모든 순례에 대한 봄에는 작년에 우리가 있었을 사라
수개월 전에, 예쁘고 친절한 소녀 누가 우리와 함께했다내 마음이 나를 위해 구걸했다 :
"말해, 가서 그녀를 난 뭐든간에 있어야 해! 그리고 무슨 말을,하고 싶은 말은 싶은 그녀 ..... 사랑해!"
내 비밀 마음을 얘기, 그리고 대한 응답으로이 말씀을 듣고 :
"이봐! 당신은 무식한 방법이야!거나 순례 온 추파를 던지다가?"

Spainish
En la primavera del año pasado estábamos todo se ha ido de peregrinación
Tiempo atrás, muy amable y una niña que estaba con nosotros.
Mi corazón me pedía:
"Ve, dile que la amo ..... lo que quiere ser, ser! ¿Y qué quiere decir, por ejemplo!"
Le dije a mi corazón secreto, y oí esto en la respuesta:
"Muchacho! ¿Cómo estás ignorantes! Usted viene de peregrinación o comerse con los ojos de?"

english
In spring last year we were all gone for pilgrimage
While back, pretty and kind girl who was with us.
My heart was begging me to:
"Go, tell her I love her ..... whatever wants to be, be! and what wants to say, say!"
I told my secret heart, and I heard this in response:
"Boy! how you're ignorant! you come for pilgrimage or to ogle?"

Russian
Весной прошлого года мы все пошли на паломничество
Некоторое время назад, довольно и вид девушка, которая была с нами.
Мое сердце было просил меня:
"Пойди, скажи ей, что я ее люблю ..... все хотят быть, то быть! А что хочет сказать, говорю!"
Я сказал мою тайну сердца, и я услышал это в ответ:
"Мальчик! Как вы невежественны! Вы приходите на паломничество или строить глазки?"

Chinesse
在去年春天,我们都去朝圣前阵子,漂亮,善良的女孩谁是我们的。
我的心哀求我:
“去,告诉她我爱她想要什么.....是,是!想说什么,说!“
我告诉我的秘密的心,我听到的反应是:
“小子!你如何无知!你是来朝圣或抛媚眼?“

و بالاخره فارسی :


پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت
برگشتنی یه دختر خوشگل با محبت
همسفر ما شده بود همراهمون میومد
به دست و پام افتاده بود این دل بی مروت
میگفت بروووو بهش بگوووووو
آخه دوسش دارم
میگفت بگو
هرچی میخواد بشه بشه هرچی میخواد بگه،بگه!
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم:
تو زواری!پسر!چقدر نادونی!اومدی زیارت یا که چشم چرونی؟!



مطالب مرتبط :اشعار و مطالب خنده دار



ارسال شده توسط : علی اکبر ابویسانی | تاريخ ارسال مطلب : هشتم دی 1390 |

بعضی از آدمها آنقدر نگاهشان,چشمهایشان و دستهایشان مهربان است که دلت میخواهد یکبار در حقشان بدی کنی و نامهربانی,و ببینی نگاهشان,چشمهایشان و دستهایشان وقتی نامهربان میشود چگونه است,در نهایت میبینی مهربانتر میشوند,انگار بدیت را با خوبی و نامهربانیت را با مهربانی پاسخ میدهند,چقدر دلم تنگ است برای چنین ادمی...



مطالب مرتبط :



ارسال شده توسط : کمیل قلی زاده | تاريخ ارسال مطلب : بیست و چهارم آبان 1390 |

حوالی سال ۱۲۳۰ ه.ش:

مرد: دختره‌ ی خیر ندیده! من تا نکشمت راحت نمیشم! اصلا” اگه نکشمت خودم کشته میشم!

زن: آقا ، حالا یه غلطی کرد! شما بگذر. نامحرم که تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده!!

مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه که درست تربیتش نکردی. نخیر نمیشه. باید بکشمش!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهکارشو می‌بخشه!)

زن: آقا خدا سایه ی شما رو هیچوقت از سر ما کم نکنه.

یک قرن بعد از اولین رویداد...



مشاهده متن کامل مطلب


مطالب مرتبط :



ارسال شده توسط : کمیل قلی زاده | تاريخ ارسال مطلب : نوزدهم آبان 1390 |

یک خانواده معروف در شهری در نزدیکی دریاچه میشیگان امریکا پسر 25 ساله خود را در حادثه آتش سوزی منزل در چهارم ژوئن امسال از دست داد.
این پسر که دو هفته قبل از حادثه از دانشگاه Wisconsin-Madison فارغ التحصیل شده بود ، برای دیدن خانواده اش به خانه می آید. بعد از صرف ناهار با پدر به اتاقش می رود تا قبل از آمدن مادرش به خانه و دیدن او، کمی استراحت کند. اما مدتی بعد همسایه ها با دیدن آتش به 911 زنگ می زنند. متاسفانه پسر خانواده در این حادثه جان خود را از دست می دهد .
وقتی پلیس علت حادثه را جستجو می کند متوجه می شود که او از laptop در تخت موقع استراحت استفاده می کرده است. استفاده از لپ تاپ در تخت بدلیل اینکه فن دستگاه بسیار گرم می شود و قابلیت خنک کردن سیستم را نخواهد داشت گاز مونواکسید کربن تولید می کند که کشنده و بی بو است و موجب خفگی می شود. همچنین دستگاه آتش می گیرد و خانه می سوزد. تحقیقات نشان داد این پسر ابتدا از خفگی فوت نموده و سپس آتش سوزی رخ داده است. لطفا مراقب باشید و هیچگاه در تخت و جایی که پتو و ملافه یا شرایطی مشابه وجود دارند که موجب گرم شدن لپ تاپ می شود، از این دستگاه استفاده نکنید. حتی روی پای خود نیز نگذارید!!!



مطالب مرتبط :



ارسال شده توسط : کمیل قلی زاده | تاريخ ارسال مطلب : پانزدهم آبان 1390 |

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آنفاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم،  وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم ...


مشاهده متن کامل مطلب


مطالب مرتبط :



ارسال شده توسط : کمیل قلی زاده | تاريخ ارسال مطلب : یازدهم آبان 1390 |



مطالب مرتبط :اشعار و مطالب خنده دار



ارسال شده توسط : علی اکبر ابویسانی | تاريخ ارسال مطلب : دوازدهم مهر 1390 |