تشنگی را دوست دارم
آنقدر در قنوت،
قشنگ دستانش را به آسمان می گرفت ؛
که خدا
برای خودش برداشت
دستان عباس را
دادى دو دست و دست دو عالم به سوى توست
ساقى تویى و باده ما از سبوى توست
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۲۲ ساعت توسط صغری ایرانمنش
|
آنقدر در قنوت،
قشنگ دستانش را به آسمان می گرفت ؛
که خدا
برای خودش برداشت
دستان عباس را
دادى دو دست و دست دو عالم به سوى توست
ساقى تویى و باده ما از سبوى توست