با تو همه رنگهای این سرزمین را ّشنا می بینم

با تو نسیم هر صبح بر گونه ام بوسه می زند

باتو،من در بهار می رویم

باتو،من در هر شکوفه می شکفم .در رگ جاریم . در نبض

باتو ، من در غربت این سرزمین ، در سکوت این آسمان ، درتنهایی این بی کسی غرقه فریاد و خروشم

باتو ، بوی باران ، بوی بونه ، بوی خاک ، شاخه های شسته ، باران خورده ، یاک

بی تو اما

بی تو ،  رنگهای این سرزمین مرا میازارند

بی تو ، با بهار می میرم ، در عطر یاس می گریم

بی تو ، من در غربت این سرزمین ، در سکوت این آسمان ، در تنهایی این بی کسی ، نگهبان سکوتم ، حاجب درگه نومیدی ، راهب معبد خاموشی ، سالک راه فراموشی ها هستم