بهار
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدهد بازو تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در برده همین می دهدت بند ولی
وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی
نقد عمرت ببرو غصه ی دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
گرچه راهیست بر از بیم زما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
![]()
![]()
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۱/۲۴ ساعت توسط کمیل قلی زاده
|